موزه گوگنهایم
همچنین کاربران ساختمانها، معماران، مهندسان، شرکتهای مشاور، منتفذان معماری و فرهنگی و حتی مدارس معماری هم در این گروه قرار میگیرند.
به عبارت دیگر فرهنگهای ساختمانسازی شامل تمام مؤسسات عمومی و فردی است که با آنها سر و کار داشته و به نوعی بر شکل ساختار آنها تأثیر میگذارند.
بسیاری از معماران از این مفاهیم تأثیر گذار در کارهایشان در راههای مشخص و معینی استفاده کرده واستادان معماری وقت خود را مخلصانه در این کار صرف میکنند.
مسئله کاملاً واضح این است که پیچیدگی معماری ساختمانهای جدید در دنیای امروزی، به اندازه مؤسسهای که در آن قرار داشته و تصویری که هنرمند خلاق در ذهن مردم بوجود آورده بستگی دارد.
در این حال بسیاری از معماران به اهمیت تشریک مساعی و گردآوری نقطه نظرهای مختلف در حل مشکلات پی بردهاند.
اغلب راهحلهای اصولی و محافظهکارانه در حل مشکلات معماری ممکن است از طریق ارائه نقطه نظرهای نوآورانه بدست آید.
اما در همان حال بسیاری از معماران فعلی معتقدند که موقعیت فعلی نمیتواند سودمندترین راهحل باشد.بیشتر وقت آرشیتکتها صرف مکالمات تلفنی و تشریفات مربوط به کاغذ بازی و ملاقاتهای وقتگیر با مقاطعهکاران، مشتریان، مقامات مسئول در ساختوساز، به منظور هماهنگ کردن کارها و سندسازی از این ملاقاتهای حضوری و مکالمات تلفنی میشد.
بیشتر نتایج حاصل از این فعالیتها به صورت انبوهی از کاغذها که باید ضمیمه پروژهها شده و با قیمتهای که قابل تحقیق بوده و در ارزشگذاری بهای ساختمان سهیم بودند، نشانهگذاری شدهاند.
بیشتر این فعالیتها نه تنها به ساختار بهتر سازهها کمک نکرد، بلکه اجرای قانونی را کم رنگ کرده و در حفظ خط سیر بهای کار ماهرانه تأثیر منفی داشت.
سؤال مهمی که در ذهن ایجاد میشود این است که چگونه کیفیت ساختمانها از طبیعت فرهنگ پرورش ساختمانها تأثیر میپذیرد؟
به عبارت دیگر تکامل ساخت ساختمانها چگونه بر روی فعالیتهای معماران و سایر کسانی که در آن نقش داشتند تأثیر میگذارد؟
به عقیده صاحبنظران مجله «آرکیتکچر ویک » فرهنگ تکامل ساختمان، نحوه تأسیس آن و نوع عملکردهای مردمی که از آن فرهنگ پیروی میکنند، پاسخ این سؤال را به صراحت بیان میکند.
برای این مجله این نکات فنی و استادانه مانند پنجرهای عمل میکنند که به سوی مجموعهای غنی از مفاهیم ارزشمند باز شدهاند. در این مجله به فرهنگ و تکامل ساختمان مانند مجلات دیگر از جمله «پرکتیس» و «کانستراکشن اینداستری» نگاه نمیشود.
ساختمانها اساساً حرکتی متحورانه اجتماعی محسوب میشوند. طبیعت این حرکت متحورانه در طول تاریخ دچار تغییر و تحول شده است.این تغییرات بسته به نوع محل، از جایی به جای دیگر فرق کرده و در موارد اختصاصی کیفیت حجم، اندازه و بخش اصلی ساختمانهای ساخته شده را کنترل میکند.

اغلب ساختمانها در دنیا با حداقل دخالت اساتید معماری ساخته میشوند و هنوز آنها از نظر شکل و ظاهر برای زندگی روزمره انسانها طراحی میشوند.
معماران هیچگاه به عنوان قدرت نفوذی مورد احترام، در طراحی ساختمانها مطرح نبودهاند. هنوز هم شخصیت ساختمان معمولاً انعکاس درستی از فرهنگ آن نیست، اما در انتها مراحل مشخصی باعث میشوند تا بدون دخالت معماران، فرهنگ ساختمان عینیت پیدا کند.
در پایان میتوان گفت که هدف از این مقاله، حضور معماران ساختمانها در فحوای کلام است.
عقیده دستاندرکاران مجله «آرکیتکچر ویک» بر این است که داشتن چنین دید مؤثری نه تنها تمرینی هم عصر با ماست بلکه به ما نشان میدهد چگونه چنین آزمایشی میتواند نقش مؤثری در پیشرفت و درک شهرهایی داشته باشد که این هزاران فعالیت مستقل توسط مردم را تحت پوشش قرار داده و ممکن است پیشرفت کنند.